الشيخ الطوسي ( مترجم : صادق حسن‌زاده - حسين حسن‌زاده )

33

الأمالي ( فارسى )

سپس رو به قبله دراز كشيد و دستش را زير گونه‌اش نهاد و فرمود : من هم‌اكنون جان خواهم سپرد . از من جامه برنداريد كه خود غسل كرده‌ام و آنگاه درگذشت . چون على عليه السّلام آمد ، خبر را گفتم . فرمود : از او جامه نخواهند برداشت . آن‌گاه او را با غسل خودش از زمين برداشت . [ 815 - سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هنگام دخول و خروج از مسجد ] [ 894 ] 42 - از فاطمه عليها السّلام روايت شده كه رسول خدا وقتى به مسجد مىرفت صلوات مىفرستاد و مىفرمود : خداوندا گناهانم را بيامرز و درهاى رحمتت را برايم بگشا . و چون بيرون مىرفت باز صلوات مىفرستاد و مىفرمود : خداوندا گناهانم را بيامرز و درهاى احسانت را برايم بگشا . [ 816 - امام باقر عليه السّلام در مورد جابر بن عبد اللّه ] [ 895 ] 43 - از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده كه فرمودند : ما به نزد جابر بن عبد اللّه رفتيم و چون به او رسيديم او احوال همه را پرسيد تا به من رسيد . من گفتم : من محمد بن على بن حسين هستم . او دستش را بر سرم كشيد و آن‌گاه دكمهء بالا و پايين پيراهنم را باز كرد و كف دستش را ميان سينه‌ام گذاشت و گفت : آفرين بر تو اى پسر برادر خوش آمدى . هرچه مىخواهى بپرس او مردى نابينا بود و من از او پرسش‌ها كردم تا وقت نماز شد ، با پارچه‌اى كه دربر داشت برخاست و آن را به خود پيچيد و ولى وقتى آن را بر شانه‌هايش نهاد چون كوچك بود از دو طرف شانه‌هايش فرو افتاد و عبايش را كه در كنار او بر روى رخت‌آويز بود برداشت با ما نماز خواند سپس من گفتم : از حج رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله برايم بگو ؟ با دستش به عدد نه اشاره كرد و نشست و گفت : رسول خدا نه سال ماند و حجّ نكرد .